Qeta

داداشم رفت حموم بعد از او من رفتم

ساعت 2 من و زن داداشم رفتیم اتاق باهم خوابیدیم وداداشم حال پذیرایی خوابید. صبح ساعت 10 از خواب … کردیم زن داداشم هم رفت حموم بعد اونم من رفتم حموم.بعد نهار خوردیم …

من قربانی حسادت و لج‌بازی‌های همسر برادرم شدم و به روز سیاه نشستم. … بعد برایش به خواستگاری رفتیم و زن گرفت. … برای همین هم آن‌قدر روی اعصاب برادرم راه رفت که با اولین خواستگار‌، بدون هیچ تحقیقی، مرا راهی خانه بدبختی‌ام …

داداشم : خب پس بابا و کامران برن بیرون من چندتا سوال از مامان و الهام میپرسم بعد کامران و … یکم توی دره بگردید کنده درخت رفتم دوستم رو دیدم گفت من و داداشم داریم میریم … کرد با وقفه ولش کرد ی طوری شدم تا داداشم رفت بیرون مامانم رفت و من اون تنها شدیم . ….. اون مثل داداشم بود یعنی داستانه حال با داداشم تو حموم منم عاشقتم داداشی | سكس …

چند روز بعد بابام اومد خونه گفت:یه نفر زنگ زده گفته داداش ما عاشق دختر شما شده و با … محبوب من و زنم همسرم بکن همسر برادر اماتور ها همسر شريكى كردن کردن زنم سه … که داییم سکته کرد و رفت اون دنیا نازی خیلی تنها شد، من زیاد خونشون می رفتم و اگه ….. آهنگ تولد برای عشق و همسر و همچنین: خواهر حموم غافلگیر, کدن خواهر زن و زن, کردن خواهر …

من و داداشم داستان زندگی من و داداش فرشادم. … دیگه حرف مهمونی نشد تا شب هالووین که فرشاد اومد تو اتاقم و من بعد از دیدن دندون های خوان آشامی که به طرز مسخره و ناشیانه ای …

حموم يه دختر واسه يسرش يسند مى كرد، تموم شادرفت يى كارش.

من که ديروز حموم بودم پس چرا منو شستن؟ عشقم چرا … حالا من رفتم به ارزوتون رسيدين؟xxx … اون که بردیش همه جسم و جون و روح قلب من با اون رفت …. هفته ی بعد چی میشه، دلم میخواست تنها بیام پیشت ،تنها بیامو مثل همیشه باهات دردو دل کنم ولی مامان … اینکه تو پشتمی ولی الان چی ،میگی مامان بابا داداش داری ولی مگه میشه جای تو رو بگیرن ؟

رفتیم پیش مامان بردمش اون مغازه که دامن و دیده بودم گفتم میخوام بخرمش مامان گفت چند؟ … قبله و طرف اقا وایسادم و قسمش دادم ازش خواستم که دفعه بعد من و اقایی جونمو باهم بطلبه ….. زودی رفتم سراغ حموم تا خودمو مرتب بکنمو تمیز بکنمو برم پیش همسر عزیزم …. ابجی سمانه و خانومی جونم بعدا داداش مهدیو بعدا هم من رو مبل نشستیمو داداشی رفت …

من همون موقع رفتم تو اتاق ولی برو خودم نیاوردم ولی اینقده ناراحت بودم که نگو داشتم … دو سال عقد بودم دوبار با مامانم رفتم پیش شوهرم یه هفته میموندیم و بر میگشتیم شوورم …. رفت از تو ماشین یه شلوار اورد پوشید شلوار خیسشو گرفتم بردم تو حموم شستم … گفتم گفته و شنیده یه روز خار شوهر عفریتم زنگید که داداشم داره میاد بعد از 4 …

خلاصه نوبت به من رسيد و بعد از وصل شدن سرم وارد اتاق عمل شدم اينو هم بگم که دکتر من سوند وصل نميکنه … ساعت شش همراه همسرم و داداشم و مامانم رفتيم بيمارستان. … مامانم گفت بخدا تا همين الان اينجا بود و گفتن الان نميارنت رفت که بچه رو ببينه. ….. تا اومدن اونا يکم جمع جور کردم و پريدم تو حموم زير دوش واقعا دردا کم …

تاسف تو به چه درد من میخوره کوچولو من پدری از داداش جونت در بیارم تا آخر عمرش … بعد از گفتن این حرفش رفت همه مراسم عروسی بودن و بردیا گفته بود که مادرش نباید ….. بود تو حموم لباس زیرام رو تنم کردم داشتم به مچ پام کرمو میزدم که یهو در باز شد و …

ببخشید داداش همین اول کار بگم که من از اصطلاح شرخری خوشم نمیاد. ما کار راه‌اندازیم، … بعد هم یه چیزی بابت دستمزد داد و من هم رفتم سراغ پسره. … باز که پلیس رفت برگشتم در خونه‌ش زنگ زدم. … ولی متوجه شدم از تو حموم صدا میاد. رفتم …

دی او :چشم اوووف خطر از بیخ گوشم رد شد بعد دوباره یادم اومد من دیشب به بابام گفتم یکی … جنی:آیگو چه داداش کوچولو بامزه ای دارم … باید حموم باشه اووف دلم یه دوش درست حسابی میخواد بدنم کوفته شده بود اروم رفتم سمت یکی از درا درو … بود که رییس اونجا نشسته بود داشت سیگار (Louixs) میکشید سمت مبل مشکی تک نفره رفت و نشست

یک سال قبل از طریق خواستگاری با پسری آشنا شدم و بعد از مدتی باهم نامزد شدیم و … تمام تلاشش رو میکنه که با فامیلای من از جمله خانواده دایی‌هام باب رفت و آمد رو باز کنه که به …. مادر من هم با دوتا زن داداش هام زندگی میکنن و فوق العاده به هم وابسته هستند و …. توی سینم یه تومور داشتم که دکتر گفت باید عمل شی شبش رفتیم خونه مادر شوهرم …

هر پنشنبه بعد نماز و قبل دعا کمیل نون و شیرینی و چایی میدادن که من چایی … یادمه روز سه شنبه تو مسجد حضرت محمد کلاس قران بود منم رفتم… … اقا رفتم حموم . ….. برام دعا کنید سنممم کم نیست همش دارم پست رفت میکنم بجل پیش رفت …

این ته واکنششه رفتم ادامه مطلب من | داداش رضا ۱۶ آذر , ۱۳۹۳/ /در /توسط سلام دوستان …. بهتره همینجا بشینم تا از حموم آمد منو ببینه من جایی بودم که در حموم را میدیم چند دقیقهای گذشت هما در حمومو باز … اول لای پای منو دستمالی کرد بعد آروم آروم رفت سراغ کسم.

آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصا … اول تصمیم گرفتم فرار کنم ولی بعد از چند ثانیه خودم را جمع و جور کردم و … کمی که رفت ایستاد! … اون شب چون خیلی خسته بودم زود به خواب رفتم و خواب عجیبی دیدم. …… میتونی نماز شب به نیابت از مادرت بخونی و وقتی حموم میری غسل صبر کنی.

آبادانیه میگه ﻭﻻ ﺻﺒﺢ ﮐﻪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﻣﯽ ﺭﻓﺘُﻢ ﻧﻮﻥ ﺑﮕﯿﺮُﻡ ﻧِﺒﻮﺩِﺵ ، ﺣﺘﻤﺎ ﺍﻻ ﺳﺎﺧﺘﻨﺶ :))))) … زن قورباغه را آزاد کرد و قورباغه گفت : “متشکرم” ولی من یادم رفت بگویم شرایطی برای آرزوهایت هست؛ هر آرزویی داشته باشی شوهرت ۱۰ برابر …. دو سه هفته بعد از اینکه طرف یه چیزی بارم کرد؛ توی حموم جوابشو به خودم میدم . ….. من گفتم داداش مگه میخوام من بستری بشم؟

شنیدن بعضی جملات مرد ها را ویران می کند و جملاتی که مردان را دیوانه میکند! … بنامم کرده بود متوجه دعوا وقهر من با همسرم شده بود و مرتب دلجویی می کرد و پیگیر احوال من بود! … (با آنکه خودش هم خائن بود) بعد که سرانجام جوانک کشته شده باخودش می اندیشد که ای کاش روز اول برای پانسمان پایش به خانه اون جوانک نمی رفت که .

صبش رفتم مدرسه زنگ اول به خیر خوشی تموم شد زنگ تفریح خورد دویدم تو حیاط با … خلی نایسه یه لگد بد خوابوندم تو در رفتم تو دیدم معلم فکش افتاده پایین به من زل زده … اسم رفیقم کیامهر بعد رفت پای تخته تا مسله حل کنه بعد معلمه با اسم کوچیک ….. خاطره واسه چند سال پیش که داداشم کوچیک بود این داداش ما بعد از دیدن فیلم (از این …

خلاصه رفتیم دوباره تو اتاق علی و من رفتم رو تخت پشت پرده دراز کشیدم و …. زد و سامان رفت كه ميخواست بره با خنده به من نگاه كرد و بعد من رفتم براي داداشم اب پرتغال ….. چ اتیشی خلاصه رفتیم تو اتاق امین ک دیدم به سلامتی حموم تشریف دارن اصولا …

برچسب‌ها:, , , , , , , , ,

فروشگاه مارکت سنتر